خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر

خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر
جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است ،
انتهایش را نمی دانم چیست . می ترسم که انتهایش بن بست باشد
تو را به مهربانیت سوگند ، فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نا مشخصم باشد .
نمی خواهم بی فانوس تو جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد وپشیمان شوم .
ای مهربانترینم !من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم ....
دیدگاه ها (۳)

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی دلت بگیره ولی دلگیری نکن...

ﺷﺎﻣﻠﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ .. .ﺍ...

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میروددست دلم میلرزد...!ام...

این صبح شورانگیزِ مستصبح طرب خیزی که هست؛آئینه ی مهر خداستیک...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت یـازدׄ ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "33"هانا : لطفا بگیر دستم رو گرفت و بلند شدهمینجور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط