Part
Part²⁹
میرن بیرون
آنیسا: دلام عمو دوروک
دوروک: سلام خوشگلم
چطوری خوب بازی کردی دیگه آره
آنیسا: توبَم
آیه تِیلی هَسته شدم
دوروک: اخیییییی🥲
الان میرسونمتون خونه برید استراحت کنید
آسیه: نه ما خودمون میریم
عمر میاد دنبالمون گرچه فکر کنم اونم الکی گفته
دوروک: آسیه خودت گفتی برو ماشینو روشن کن تا ما بیایم
عمر نمیاد مطمئن باش
آسیه: خیلی ببخشید که اون برای نقش بازی کردن بود
فکر کردی عصبانیتم تموم شد نخیر تازه بیشترم شده
دوروک آسیه نگا کن اگه برای اتفاق اون تو داری میگی که من دست خودم نبود معذرت میخوام واقعاً معذرت میخوام حق داری که منو نبخشی
اما الان هوا سرده بیاین من شمارو میرسونم اگه آنیسا مریض بشه من خودمو نمی بخشم که شمارو تو این هوای سرد ول کردم
آسیه: شما خیلی وقته مارو تو این هوای سرد ول کردی و رفتی دروک بی
باش اما فقط همین یبار (همه اینارو آروم میگن که آنیسا نفهمه آنیسا جای باغچه بیرون سالن داره گل میچینه اوناهم اون طرف باهم حرف میزدن)
آسیه: آنیسا مامان بیا بریم بدو هوا سرده مریض میشی
آنیسا: مامانی نِدا تُن دُل تیدَم
آسدور: وای چقدر قشنگن...
آسیه: اینا برای کیه
آنیسا: بَلای شما
آسیه: وایییی قشنگم مرسییی من میتونم یه ماچ آبدار از لپای عسلی تون بگیرم
آنیسا: بله (بوسش میکنه)
دوروک: فقط یه کاری نیمه تموم مونده آنیسا خانم من میتونم یه دونه از گلاتون بردارم
آنیسا: نمیدونم ته
اونا مال مامانمه از اون بِپُس
دوروک: اجازه هس
آسیه: نمیدونم
باشه بردار
دوروک: (گُلو میزاره کنار گوشه آسیه)
خب دیگه تکمیل شد
خب دیگه زودباشید بریم که هوا سرده
آنیسا: واااییی مامانی تُشدِل شدیا
عمو دوروک راس میده تَتمیل تُد😉
آسیه: بیا بریم بچه بیا بریم😏
میرن بیرون
آنیسا: دلام عمو دوروک
دوروک: سلام خوشگلم
چطوری خوب بازی کردی دیگه آره
آنیسا: توبَم
آیه تِیلی هَسته شدم
دوروک: اخیییییی🥲
الان میرسونمتون خونه برید استراحت کنید
آسیه: نه ما خودمون میریم
عمر میاد دنبالمون گرچه فکر کنم اونم الکی گفته
دوروک: آسیه خودت گفتی برو ماشینو روشن کن تا ما بیایم
عمر نمیاد مطمئن باش
آسیه: خیلی ببخشید که اون برای نقش بازی کردن بود
فکر کردی عصبانیتم تموم شد نخیر تازه بیشترم شده
دوروک آسیه نگا کن اگه برای اتفاق اون تو داری میگی که من دست خودم نبود معذرت میخوام واقعاً معذرت میخوام حق داری که منو نبخشی
اما الان هوا سرده بیاین من شمارو میرسونم اگه آنیسا مریض بشه من خودمو نمی بخشم که شمارو تو این هوای سرد ول کردم
آسیه: شما خیلی وقته مارو تو این هوای سرد ول کردی و رفتی دروک بی
باش اما فقط همین یبار (همه اینارو آروم میگن که آنیسا نفهمه آنیسا جای باغچه بیرون سالن داره گل میچینه اوناهم اون طرف باهم حرف میزدن)
آسیه: آنیسا مامان بیا بریم بدو هوا سرده مریض میشی
آنیسا: مامانی نِدا تُن دُل تیدَم
آسدور: وای چقدر قشنگن...
آسیه: اینا برای کیه
آنیسا: بَلای شما
آسیه: وایییی قشنگم مرسییی من میتونم یه ماچ آبدار از لپای عسلی تون بگیرم
آنیسا: بله (بوسش میکنه)
دوروک: فقط یه کاری نیمه تموم مونده آنیسا خانم من میتونم یه دونه از گلاتون بردارم
آنیسا: نمیدونم ته
اونا مال مامانمه از اون بِپُس
دوروک: اجازه هس
آسیه: نمیدونم
باشه بردار
دوروک: (گُلو میزاره کنار گوشه آسیه)
خب دیگه تکمیل شد
خب دیگه زودباشید بریم که هوا سرده
آنیسا: واااییی مامانی تُشدِل شدیا
عمو دوروک راس میده تَتمیل تُد😉
آسیه: بیا بریم بچه بیا بریم😏
- ۲.۴k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط