ی و

ܢܚߊ‌یܘ ߊ‌ܨ ܝ‌وܢܚ݅ـܔ



ابرو بالا انداخت.

_نه چون اگه یکم دیرتر می اومدی بی تعارف جونت و از دست می دادی

جیمین احساس می کرد تازه قسمتی از زندگی را کشف کرده
.. قسمتی که خیلی وقته گم شده بود.
از ابتدای تولد

_اگه قرار بود دیدار تو نصیب من نمی شد، شاید مرگ انتخاب شایسته تری بود

_مثل اینکه حالتون خیلی خوبه.. باشه! فردا مرخص می شید

_ کی گفته من خوبم؟ من قلبم از این همه زیبایی درد گرفت!

_چی میخوای؟

لبخند زد، دست های سرد ملودی را در دست گرفت

_ قلبت

آن شب همه چیز زیبا بود
لبخند ها
درد ها
حرف ها

باهم حرف زدند
از طبیعت
غذاهای مورد علاقه
شعر و ادبیات
و شغل و سختی ها

از اینکه یک یگان علمیات ویژه، چه مأموریت های سختی را پشت سر می‌گذارد

یا یک دکتر جراح هرروز چه صحنه هایی را تماشا می کند!

مدتی بعد...
با عشق اعتراف کردند
باهم قرار گذاشتند
خاطره ساختند
و عشق ورزیدند

----

روی صندلی ای در کافه نشست
منتظر پسرک ماند
او گفته بود بعد از ماموریتی کوچک خودش را می رساند

منتظر ماند؛
۷:۰۰
۸:۰۰
۹:۰۰
۱۰:۰۰

خبری از جیمین نبود

زنگ زد
پیغام گذاشت
ویس داد
پیام داد

فایده نداشت

تا اینکه زنگ تلفنش به صدا در آمد
با فکر به اینکه ممکن است پسرک باشد جواب داد.
اما جیمین نبود،

_زن داداش...






ߊ‌ܥ‌‌ߊ‌ܩܘ ܥ‌‌ߊ‌ܝ‌ܥ‌‌!




#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۳)

ܢܚߊ‌یܘ ߊ‌ܨ ܝ‌وܢܚ݅ـܔp³(last part) _زن داداش...بیا بیمارستانسر...

تـࡎߊ‌ܥ‌‌ܦ̇ܨp¹خیابان شلوغ بودپر از آدم های مختلفبا شخصیت های ...

ܢܚߊ‌یܘ ߊ‌ܨ ܝ‌وܢܚ݅ـܔp¹داستان زیبایی به نظر می رسید!دو عاشق هم...

عاشق کسایی ام که بی منت ازم حمایت میکنن♡ خانومی! تو فوق العا...

آلفا خوشتیپ من پارت اول ویو کوک : صبح با آلارم گوشیم بیدار ش...

آلفا خوشتیپ من پارت ششم راوی : خب بریم سراغ یونمین که دیشب چ...

قاتل زنجیره‌ای من 🩸⛓️(۷p)دستم رو دراز کردم گوشی برداشتم بدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط