اشک شاید ائتلاف تازه ای با غم کند

اشک شاید ائتلاف تازه ای با غم کند
اسب بازیگوش و زیبای نگاهت رم کند

ساعت شماته دار کهنه ای هستم ، ولی
خنده هایت می تواند باز هم کوکم کند

سر به زیری های تو سر به هوایم کرده است
دیدن چشم تو شاید خاطرم را جم کند

ارتفاع سد بین قلب ما بسیار بود
کاش می شد سایه اش را از سر ما کم کند

قدر یک عصرانه با من کنج این آتش بشین
مرد تنها می تواند خوب چایی دم کند
دیدگاه ها (۱)

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم آخ ... تا می بینمت یک ...

تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شودسر قـرار عـاشـقی همیـ...

ﻫﯽ ﺷﻌﺮ ﭘﺸﺖ ﺷﻌﺮ، ﺩﻟﻢ ﻭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ !ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ، ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻤﯽ ...

حالم خراب بودوکسی باورش نشدشادی نقاب بودوکسی باورش نشدگفتم ن...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

پروانه جان

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

nine

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط