شعرها و عکس‌های باب میل‌اش را ذخیره میکرد برای روزِ مبادا

شعرها و عکس‌های باب میل‌اش را ذخیره میکرد برای روزِ مبادا !
میخواست #دوستت دارم گفتن‌اش #متفاوت باشد ، بچسبد...
همیشه خوش بین بود به آمدن‌اش
به تار و پودِ آغوشی که سال‌ها
عطرش را به خاطر سپرده بود ...

چند روز پیش
سراغِ دوست داشتن اش را گرفتم...
گفت :
میدانی
قرار نبود
اینقدر #نیاید ...
دیدگاه ها (۱)

هر کسی گاهی تو زندگیش حس میکنه که #باخته . این از ویژگی‌های ...

امشباز در دیگری #منتظرم #نیامدنت را ...میان هیاهوی خانه ای ا...

سخت است همزیستی دائم با کسانی که #دغدغه‌هایت را نمی‌فهمند،ام...

امشب ؛ #غمگینانه ترین سطرها را می نویسم.#دوستش داشتم و او نی...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁴⁹وارد اتاق شدیم که یونگی سریع رف...

جنون مافیا ☆part36S1☆_هی... شو..خیت گرفته ولم کن... بدنم... ...

p3چند روز بعد :اذیت های تئودور نات همچنان ادامه داشت نامه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط