وقتی تو رو می‌دزدن و تو خیلی ریلکس جلوشون بستنی میخوری و

وقتی تو رو می‌دزدن و تو خیلی ریلکس جلوشون بستنی میخوری و همه چی برات بی اهمیته{به عنوان رییس مافیا}

نامی:دقیقا چرا برات بی اهمیته؟

جین:اونوقت ک زدم کشتمت برات بی اهمیت باشع

شوگا:چقدر شبی خودمی

هوپی:{دارع جدی باهات حرف میزنه ک خندش میگیرع}

جیمین:هی بستنیت رو میندازماااا

تهیونگ:حالا تو برات بی اهمیته الان یونتان رو میارم گازت بگیرع

جونگکوک:{اونم رو صندلی لم داره و داره شیرموزش رو میخورع و با چهره خیلی جدی دارع تورو نیگا میکنع}

@lilith.i
دیدگاه ها (۵)

Part 10

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

متیو و دختری از جنس دریا p1

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

ددی خشن من

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

سناریو بی تی اس

Jungkook 💜✨

مافیاهای نیمه شبPart:8ویو ا.تاونقد اعصبانیش کردم ک آخر ب مچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط