دست هایت #روسری را از وسط تا می کند

دست هایت #روسری را از وسط تا می کند
این مثلث در مربع سخت #غوغا می کند

مثل یک #منشور در برخورد با #نور سفید
روسری روی سر تو #رنگ پیدا می کند

سبز، قرمز، سرمه‌ای فرقی ندارد رنگ ها
صورت تو روسری ها را چه #زیبا می کند

می شود هر #تار_مو "یک شب" ولی یک روسری
این همه #شب را چطوری در دلش جا می کند؟

#باد می ریزد به دورت #حسرت تلخ مرا
باد روزی روسری را از سرت وا می کند


✍️ #رامین_عرب_نژاد


💡 مضمون کلی شعر به کمک #هوش_مصنوعی:
شاعر، زیبایی و وقار #زن را از خلال روسری ستایش می‌کند. در نگاه او، روسری نه‌تنها پوششی ساده نیست، بلکه بر چهره زن زیبایی مضاعف می‌بخشد، نمادی از #حیا، لطافت و رازآلودگی است، هر تار موی نهفته در آن، شبی پر از #رمز و #جذابیت دارد، باد که روسری را تکان می‌دهد، حسرت و شوق شاعر را آشکار می‌سازد.
در نهایت، شاعر از کشف و لمس این زیبایی پنهان سخن می‌گوید؛ زیبایی‌ای که با روسری #محفوظ و #دل‌_ربا مانده است.

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#تار #مو #سفید #قرمز #سبز #مثلث #مربع #عشق #عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

سماوری که به بزم حسین(ع) می‌جوشدبخار رحمت آن جُرم خلق می‌پوش...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

ما به سوی چشمه از این خشک‌سالی می‌رویمبا گلوی تشنه و با مشک ...

بر خلایق لطف کردی، منتها #بر_عکس شد!پاسخ «خوبی» نمی دانم چرا...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

ترا چون من فراوانند - مرا چون تو کجا باشد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط