هاتف آن روز به من مژده این دولت داد

هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند

#شعر #حافظ_شیرازی #حافظ
دیدگاه ها (۰)

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیستدر جوابم اینچنین گفت و گریستلیلی...

من کیستم که بهر تو جان را فدا کنم؟ای صد هزار جان مقدس فدای ت...

خواهم که غزل گویم آرام شود دردم اما غم جانسوزم ، در شعر نمی ...

آیا راضی به زندگانی دنیا عوض آخرت شده‌اید؟ در صورتی که متاع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط