جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت

جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت

آخر چه شد که هیچ دلت بر دلم نسوخت
#اوحدی_مراغه_ای


های های
دیدگاه ها (۵)

دنیا غم تو نیستڪه نتوان از آن گذشت #بیدل_دهلویهوووف

مرهمی نیست که دل را من از او چاره کنممگر از سینه برون آید و ...

خنده می بینی ولی از گریه ی دل غافلیخانه ما از درون ابر است و...

به کوی عشقِ تو راضی شدم به نقش گدائیاگر چه شُهره به هر شهر و...

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان جانم فدای...

گفتی ز سرت فکر مرا بیرون کنجانا سرم از فکر تو خالیست دلم را ...

واژہ بهانه بودبا بند بند وجودم نوشتمتخواندی ورق زدیحواست به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط