بیو
بیو
اسم:تانزو
فامیلی:گینْو
ام بی تی آی:estp
سن:۴۰
تاریخ تولد:۱۹ اکتبر
گرایش جنسی:آسکشوال
سبک مبارزه:بیشتر حرکاتش از بوکس الهام گرفته شده و یکم هم سبک من دراووردی داره
شیپ:هروینا
مادر:مینا(مرده)
پدر:گینو دِیو
علایق:مادرش. الکل. بوکس. دعوا های خیابونی. غذا های مامان پز
تنفرات:پدرش. فحش خوار مادر. باخت
تتو:ی تتو ی m اول اسم مادرش mina روی بازوی چپش داره. روی بازوی چپشه چون هیچوقت زیاد با دسته چپش کاری نمیکنه که یعنی با دست چپ کمتر آدم میکشه.
راستی کارای تعمیری و اینا رو هم تو کشتی انجام میده-
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بک استوری:
خونواده ی تانزو فقیر بودن و پدرش هم همیشه به مادرش زور میگفته و تانزو رو دعوا میکرده و کتکش میزده(خیلی وحشتناک رفتار میکرده باهاشون) و قاچاقچی بوده و اینا. ازینور هم مامانش هیچوقت کم نیاوورده و خیلی تانزو رو دوست داشته و وقتیم که خونواده ی بچه هایی که تانزو زده خرشونو دراورده میومدن دره خونش اصلا به تانزو کاری نداشته و میگفته که تقصیر اون بوده. تانزو هم بخاطر اخلاق پدرش و وضعیت مالیش و همچنین اخلاق خودش خیلی توسط بقیه مسخره میشده و برای همینم خرشونو میگرفته و آره. بعدا هم ی بار پدرش بدجوری مادرشو کتک میزنه و تانزو هم میاد دفاع کنه از مادره و پدره هم بجای مادره میاد بچه رو کتک میزنه و تانزو هم ی سری چیزا به بابائه میگه و بابائه هم گورشو گم میکنه و میره(حوصله تعریف این تیکشو ندارم) خلاصه که وقتیم تانزو ۱۳ سالش میشه مامانش بخاطر کار زیاد و سختی و بیماری میمیره. این طفلی هم تا ی هفته همش برای مامانه طبق عادت آب میاوورده و پیشش میخوابیده یا ی سری وقتا که گریش میگرفته میرفته بغل جنازه ی مادره بعدم ی بار دیگه از بوی جنازه و اینا همسایه ها کلافه میشن و با هزار بدبختی تانزو رو قانع میکنن که مامانه رو دفع کنن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوره نوجوونی:
اونموقع دیگه زیادی بچه وحشی بوده و بزن بزن داشته. اره. مثلا تو این مسابقه های غیر قانونی بوده و اینا. اون زمانم در حد دهکده ی خودش خیلی معروف بوده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ورود به خدمه ی لینا:
اونموقع ها فقط لینا و آپاگه و زنما و هروینا عضو بودن(میدونم باید به ترتیب بیو رو میزاشتم یعنی قبلش ماله هروینا رو ولی این کشیدنش راحت تر بود. خودتون میبینین همینم هولهولکی کشیدم)
اینا میرن تو ی بار و اونجا هم یهو ی بنده خدایی که اومده از دهنش پریده به تانزو فحش خوار مادر داده پرت میشه تو بار تانزو هم کله بار رو میزاره رو هوا که خر اینو بگیره که لینا هم باهاش دعوا میکنه و وقتی میخوان بهم بپرن این وسط فلان و فلان و زنما میاد همه رو این وسط ساکت کنه و خب نمتونه که هروینا هم میاد میزنه تو ملاجه اینو ال و ول و فلان و بیسار و اینا(فیلم هندیه مگه-) آره دیگه عضو میشه
تامامح
پ ن:شبی بچه ی میمون درختی و سوسک فاضلاب شده...
تو دفتر که کشیدم انقد ریده نبود...
اصلا همه بیو ها رو که گذاشتم اونایی که تو دفترن هم نشون میدم
اسم:تانزو
فامیلی:گینْو
ام بی تی آی:estp
سن:۴۰
تاریخ تولد:۱۹ اکتبر
گرایش جنسی:آسکشوال
سبک مبارزه:بیشتر حرکاتش از بوکس الهام گرفته شده و یکم هم سبک من دراووردی داره
شیپ:هروینا
مادر:مینا(مرده)
پدر:گینو دِیو
علایق:مادرش. الکل. بوکس. دعوا های خیابونی. غذا های مامان پز
تنفرات:پدرش. فحش خوار مادر. باخت
تتو:ی تتو ی m اول اسم مادرش mina روی بازوی چپش داره. روی بازوی چپشه چون هیچوقت زیاد با دسته چپش کاری نمیکنه که یعنی با دست چپ کمتر آدم میکشه.
راستی کارای تعمیری و اینا رو هم تو کشتی انجام میده-
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بک استوری:
خونواده ی تانزو فقیر بودن و پدرش هم همیشه به مادرش زور میگفته و تانزو رو دعوا میکرده و کتکش میزده(خیلی وحشتناک رفتار میکرده باهاشون) و قاچاقچی بوده و اینا. ازینور هم مامانش هیچوقت کم نیاوورده و خیلی تانزو رو دوست داشته و وقتیم که خونواده ی بچه هایی که تانزو زده خرشونو دراورده میومدن دره خونش اصلا به تانزو کاری نداشته و میگفته که تقصیر اون بوده. تانزو هم بخاطر اخلاق پدرش و وضعیت مالیش و همچنین اخلاق خودش خیلی توسط بقیه مسخره میشده و برای همینم خرشونو میگرفته و آره. بعدا هم ی بار پدرش بدجوری مادرشو کتک میزنه و تانزو هم میاد دفاع کنه از مادره و پدره هم بجای مادره میاد بچه رو کتک میزنه و تانزو هم ی سری چیزا به بابائه میگه و بابائه هم گورشو گم میکنه و میره(حوصله تعریف این تیکشو ندارم) خلاصه که وقتیم تانزو ۱۳ سالش میشه مامانش بخاطر کار زیاد و سختی و بیماری میمیره. این طفلی هم تا ی هفته همش برای مامانه طبق عادت آب میاوورده و پیشش میخوابیده یا ی سری وقتا که گریش میگرفته میرفته بغل جنازه ی مادره بعدم ی بار دیگه از بوی جنازه و اینا همسایه ها کلافه میشن و با هزار بدبختی تانزو رو قانع میکنن که مامانه رو دفع کنن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوره نوجوونی:
اونموقع دیگه زیادی بچه وحشی بوده و بزن بزن داشته. اره. مثلا تو این مسابقه های غیر قانونی بوده و اینا. اون زمانم در حد دهکده ی خودش خیلی معروف بوده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ورود به خدمه ی لینا:
اونموقع ها فقط لینا و آپاگه و زنما و هروینا عضو بودن(میدونم باید به ترتیب بیو رو میزاشتم یعنی قبلش ماله هروینا رو ولی این کشیدنش راحت تر بود. خودتون میبینین همینم هولهولکی کشیدم)
اینا میرن تو ی بار و اونجا هم یهو ی بنده خدایی که اومده از دهنش پریده به تانزو فحش خوار مادر داده پرت میشه تو بار تانزو هم کله بار رو میزاره رو هوا که خر اینو بگیره که لینا هم باهاش دعوا میکنه و وقتی میخوان بهم بپرن این وسط فلان و فلان و زنما میاد همه رو این وسط ساکت کنه و خب نمتونه که هروینا هم میاد میزنه تو ملاجه اینو ال و ول و فلان و بیسار و اینا(فیلم هندیه مگه-) آره دیگه عضو میشه
تامامح
پ ن:شبی بچه ی میمون درختی و سوسک فاضلاب شده...
تو دفتر که کشیدم انقد ریده نبود...
اصلا همه بیو ها رو که گذاشتم اونایی که تو دفترن هم نشون میدم
- ۸۰۸
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط