از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
لیلی رود از خاطر مجنون نه و هرگز
با اهل وفا و هنر افزون شود و کم
مهر تو و بی‌مهری گردون نه و هرگز
از سرو و صنوبر بگذر سدره و طوبی
مانند به آن قامت موزون نه و هرگز
در عشق بود غمزدهٔ بیش ز هاتف
در حسن نگاری ز تو افزون نه و هرگز
دیدگاه ها (۱۰)

بازهم امدم کوه بازهم بیاد تو سرودم بازهم بیاد بهترینم وقتی ...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

لعنت به من و فکر تو و حال پریشاناین قلبِ پر از عشق تو و عقل ...

شده در حنجره ات بغض گلو گیر شود؟به تلاطم برسی، حسِ تو تحقی...

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز لیلی رود از خاطر مجنون نه ...

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگزلیلی رود از خاطر مجنون نه و...

از دل رودَم یاد تو بیرون؟! -نه و هرگز!لیلی رود از خاطر مجنون...

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز...؛؟لیلی رود از خاطر مجنون...

از دل رودم یاد تو بـیـرٖون نه و هرگزلیلی رود از خاطر مجنون ن...

از دل رَوَدَم یاد تو بـیـرٖون نه و هرگزلیلی رَوَد از خاطر مج...

از دل رودم یاد تو بـیـرٖون نه و هرگزلیلی رود از خاطر مجنون ن...

دلم از وحشت تنهایی شبها خون استغمم از حسرت آن چهره روز افزون...

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط