هی خانم !

هی خانم !
که خیره نگاه می‌کنی
لباسم شبیه او بود یا قد و قواره‌ام ؟
شرم نکن ! من درد تو را می‌فهمم
من هم به یاد او
به ابرها و آدم‌ها
حتی به دیوار
خیره شده‌ام
هر چه دلت می‌خواهد نگاه کن ...
دیدگاه ها (۱۰)

خوشبختی چیز عجیبی استوقتی میاید گامهایش آنقدر آرام استکه شای...

خیالت تخت، ناجیه من پرگار نگاه من ﻓقط دور گردیه دهان تو میچر...

شاید خواب دیدمشاید اصلا بودیهمین پنجره بودنگاهِ تو بودصدای ن...

تـــوهــــر روزخـــــوب تــــر می شــــوی . . .و مــــن . . ...

بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن شرم را گاهی رها کن! عا...

سناریو باکوگو پارت ۲ لایک نکنید قهر میکنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط