بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت
با لب لعلش خرابم کرد و رفت

با نگاهش جسم و جانم را بسوخت
بعد هم عاشق خطابم کرد و رفت

رهزن دل بود چشم مست او
ز آتش عشقش کبابم کرد و رفت

اشک ریزان همچو شمعی تا سحر
سوختم چندانکه آبم کرد و رفت

عاقبت در جمع عاشقهای خویش
عارفانه انتخابم کرد و رفت

دید رسوا گشته ام در محفلش
بی وفا آخر جوابم کرد و رفت

عشق من آمد ببالینم شبی
با نوای بوسه خوابم کرد و رفت
دیدگاه ها (۱)

باید به فکر تنهایی خودم باشم.دست خودم را می‌گیرم واز خانه بی...

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر پیکرم ر...

خودم را در تــــو میبـینـم تمـــام آرزویــم باشنمازعشق که می...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت با لب لعلش خرابم کرد و رفتبا...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت با لب لعلش خرابم کرد و رفتبا...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت با لب لعلش خرابم کرد و رفتبا...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت،،با لب لعلش، خرابم کرد و رفت...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفتبا لب لعلش، خرابم کرد و رفت،،...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت با لب لعلش خرابم کرد و رفتبا...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت،،با لب لعلش، خرابم کرد و رفت...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت،،با لب لعلش، خرابم کرد و رفت...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت،،با لب لعلش، خرابم کرد و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط