کوتزوف سپس به قصد عوض کردن موضوع صحبت را به جنگ با عثم
[کوتزوف] سپس به قصد عوض کردن موضوع، صحبت را به جنگ با عثمانی و انعقاد صلح کشانید و گفت: بله، به کار من کم خرده نگرفتند، هم برای جنگ سرزنشم کردند و هم برای صلح حال آنکه هم آن و هم این هر دو به هنگام صورت گرفت. کسی که راز شکیبایی را بداند راه درست به موقع پیش پایش باز میشود و باز به موضوع مشاوران که پیدا بود فکرش را زیاد به خود مشغول میداشت بازگشت و ادامه داد: بله، مشاور آنجا هم کمتر از اینجا نبود. وای، امان از دست این مشاوران، امان. اگر قرار بود به حرف این مشاوران گوش بدهیم حالا حالاها گرفتار ترکها بودیم. نه صلح برقرار شده بود و نه جنگ تمام شده بود. همهاش میخواهند کار را با شتاب جلو ببرند، اما با عجله کار عقب میافتد. اگر کامنسکی نمرده بود این مشاوران نابودش میکردند. با سی هزار سرباز به قلعهها حمله میکرد. گرفتن قلعه که مشکل نیست. اگر مردی جنگ را با پیروزی تمام کن! و برای پیروزی در جنگ احتیاج به حمله و شبیخون نیست، باید صبر کرد و صبر کار آسانی نیست. کامنسکی به روشچوک سرباز فرستاد. اما من سربازهایم را به کشتن ندادم و فقط به کمک این دو سربازم (یعنی صبر و گذشت زمان) بیش از کامنسکی قلعه تصرف کردم و ترکها را به خوردن گوشت اسب واداشتم.
- سری تکان داد و بر سینه کوفت و با لحنی پرشور ادامه داد: و به تو قول میدهم فرانسویها را هم به خوردن گوشت اسبهاشان وامیدارم. ببین چه روزی است که به تو میگویم و باز چشمانش پر از اشک شد.
جنگ و صلح/ لئون تولستوی/جلد سوم/ ص. ۱۰۶۷
#کتاب_جان #جنگ_و_صلح #لیون_تولستوی #لیو_تولستوی #بریده_کتاب
- سری تکان داد و بر سینه کوفت و با لحنی پرشور ادامه داد: و به تو قول میدهم فرانسویها را هم به خوردن گوشت اسبهاشان وامیدارم. ببین چه روزی است که به تو میگویم و باز چشمانش پر از اشک شد.
جنگ و صلح/ لئون تولستوی/جلد سوم/ ص. ۱۰۶۷
#کتاب_جان #جنگ_و_صلح #لیون_تولستوی #لیو_تولستوی #بریده_کتاب
- ۱۲۹
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط