「#NEWTON'S LAW 」

#NEWTON'S LAW 」
قـٰانـونِ نیوتـون
𝗣𝗔𝗥𝗧 : 86
✦.................................

و نیکان، بی‌حرکت روبه‌روی خانه‌ای ایستاده بود که فاصله‌اش با خواهرش فقط چند دقیقه شده بود اما همان چند دقیقه، دوباره او را از دیدنش محروم کرده بود.
...

ـ [ همان زمان | عمارت جئون ]

اتاق سولی، بیشتر شبیه اتاق یک دختر بچه‌ی لوس بود تا دختر بیست‌وچندساله؛ دیوارهای صورتی، پرده‌های سفید،عروسک‌ های بزرگ روی تخت، میز آرایش پر از لوازم آرایشی و نورهای ریز رنگی که دور سقف کشیده شده بودند.

سولی چهارزانو روی تخت نشسته بود؛ لپ‌ تاپ گران‌قیمتش روی پاهایش قرار داشت اما نگاهش روی صفحه‌ی دوربین مداربسته ثابت مانده بود؛ تصویر نیکان همان‌طور که روبه‌روی عمارت جئون ایستاده بود

سولی بی‌اختیار لبخند زد

سولی: وای...

دستش را زیر چانه‌اش گذاشت

سولی: حتی اخماش هم جذابه...

همان لحظه در اتاق بدون ضربه باز شد؛ دایون داخل آمد

دایون: باز داری چیکار میکنی؟

سولی هول شد و سریع درِ لپ‌تاپ را بست همین حرکت، دایون را مشکوک کرد.

دایون: اوه...

ابرویش بالا رفت

دایون: چیزی قایم کردی؟

سولی سریع لپ‌تاپ را پشت بالش گذاشت

سولی: نه بابا.

دایون خندیدو یک قدم جلو آمد، سولی بالش را محکم بغل کرد

سولی: نزدیک نشو.

دایون: صددرصد یه خبریه.

سولی: نیست.

دایون بدون توجه، بالش را کشید، سولی همزمان لپ‌تاپ را گرفت؛ چند ثانیه هر دو مثل بچه‌ها لپ‌تاپ را از دست هم میکشیدند.

آخر سر دایون با یک حرکت درِ لپ‌تاپ را باز کرد؛ تصویر فریز شده‌ی نیکان روی صفحه ظاهر شد.. دایون دو ثانیه نگاه کرد بعد یکدفعه زد زیر خنده. سولی اخم کرد

سولی: چته؟

دایون بین خنده گفت:

دایون: یعنی... از بین این همه آدم...

انگشتش را روی تصویر گذاشت

دایون: رو این کراش زدی؟

سولی لپ‌هایش کمی قرمز شد اما سریع خودش را جمع کرد.

سولی: چشه مگه؟

دایون دوباره خندید

دایون: احمق، هنوز اسمشم نمیدونی.

سولی شانه بالا انداخت

سولی: خب پیدا میکنیم.

دایون خودش را کنار سولی روی تخت انداخت، لپ‌تاپ را دوباره روی پاهایش گذاشت و گفت:

دایون: خب ببینیم این آقای اخمو کیه.

سولی با هیجان سرش را جلو آورد

سولی: عکسشو سرچ کن.

دایون از روی تصویر دوربین، اسکرین‌شات گرفت و جست‌وجوی تصویر را باز کرد چند ثانیه طول کشید... بعد اولین نتیجه روی صفحه ظاهر شد. دایون آهسته زیر لب خواند:

دایون: «...Nikan Hart.»

سولی سریع لپ‌تاپ را از دستش کشید

سولی: نیکان... هارت؟

چند صفحه‌ی خبری پایین‌تر را باز کرد عکس‌های مختلفی از نیکان روی صفحه ظاهر شد؛ کنار ماشین‌های لوکس، جلسات کاری، تیترهای اقتصادی و چند مصاحبه.
دایون با تعجب سوت کوتاهی کشید.

دایون: اوه...

سولی با کنجکاوی صفحه را پایین کشید

سولی: نوشته مدیرعامل گروه هارت...

دایون دوباره پایین رفت

دایون: بیست‌وپنج ساله...

بعد با تعجب گفت:

دایون: عه... ازما کوچیک تره.

سولی خندید

سولی: به قیافه‌ش نمی‌خوره فقط بیست‌وپنج سالش باشه

دایون: بیبی فیسه.

دایون دوباره پایین رفت تا بخش اطلاعات شخصی را بخواند، ناگهان مکث کرد. سولی اخم کرد

سولی: چی شد؟

دایون صفحه را کمی جلوتر آورد

دایون: اسم خانوادگیش...

هر دو همزمان خواندند:

Hart

سولی چند ثانیه ساکت ماند بعد خیلی آرام گفت:

سولی: هارت...؟

دایون نگاهش را به او داد

دایون: نیکی هم...

سولی حرفش را کامل کرد:

سولی: نیکی هارت.

هر دو چند لحظه به هم نگاه کردند. دایون آرام گفت:

دایون: امکان داره برادرش باشه؟

سولی دوباره به صفحه خیره شد

سولی: یعنی نیکی همچین برادر پولداری داشته؟

دایون شانه بالا انداخت

دایون: اگه برادرشه، پس چطور بخاطر بدهی با جونگکوک ازدواج کرده؟

سولی با فکر گفت:

سولی: نمیدونم...

دایون لپ‌تاپ را بست و آهی کشید
...

ـ [ همان زمان | خانه‌ی هیون‌وو ]

خودروی مشکی جونگکوک آرام مقابل خانه توقف کرد. نیکی قبل از اینکه ماشین کاملاً خاموش شود کمربندش را باز کرد جونگکوک نگاهی به او انداخت

_ آروم.

نیکی فقط سر تکان داد اما معلوم بود لحظه‌شماری می‌کند. هر دو از ماشین پیاده شدند. نیکی چند قدم جلو رفت و مقابل در ایستاد، سه بار آرام زنگ را فشار داد.. چند ثانیه بعد صدای باز شدن قفل آمد ودر آرام باز شد.

هیون‌وو پشت در ظاهر شد؛ همین که چشمش به نیکی افتاد، لبخند گرمی روی صورتش نشست

هیون‌وو: نیکی...
دیدگاه ها (۳)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 87✦....................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 88✦....................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 85 ✦...................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 84✦....................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 78✦....................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 77✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط