گر شوم دیوانه ات دیوانه ی من میشوی؟

گر شوم دیوانه ات دیوانه ی من میشوی؟
جان فدایت میکنم جانانه ی من میشوی؟

روبرویت مینشینم تا کنم عاشق تو را
گر کنم افسون تو را افسانه ی من میشوی؟

در دل تاریک شب شمع تو میگردد دلم
خود بگو سوزد پرم پروانه ی من میشوی؟

چشمه ی پاک نگاهت پر کند پیمانه ام
میشوم در باده"می" میخانه ی من میشوی؟

هر کجا شادی ببینم جای تو خالی کنم
شادی این خانه و کاشانه ی من میشوی؟

تا نگاهم میکنی مست و خرابت میشوم
گر شوم ویران تو ویرانه ی من میشوی؟

خود شگفت از این که دل دیوانه ی چشم تو شد
من شدم دیوانه ات دیوانه ی من میشوی
دیدگاه ها (۱)

‌چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پ...

به گند نکشید دوست داشتن را !وقتی هنوز ...تکلیفتان با خودتان ...

ناز پروده ے عشق تو شدم جان منےدرد خود با کہ بگویم کہ تو درما...

انالله واناالیه راجعون لحظاتی پیش با خبر شدیم برادرمهربان مح...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط