نامش برف بود تن‌اش، برفی قلب‌اش از برف و تپش‌اش صدای چکید

نامش برف بود تن‌اش، برفی قلب‌اش از برف و تپش‌اش صدای چکیدن برف بر بام‌‌های کاه‌گلى … و من او را چون شاخه‌‌یی که زیرِ بهمن شکسته باشد دوست می‌داشتم.
دیدگاه ها (۴)

نیکزاد افرسی نیا هرسین تنهایی انسان

تقدیم به جانانم:تو آن گلی که به وصفش غزل شنیدنی استو عطرِ نا...

✲ وقتی مغزت دست از سرت برنمی‌داره...تپش قلب ، دست‌های یخ‌زده...

#pain#P⁹⁹#Season²تهیونگ: میدونم... میدونم که چیکار کردم.... ...

ای صفائیه قلب زارم...ای حرم امن دل بی‌قرارم...به عشق تو یا ع...

دامن طبقه ای چین‌دار گل‌گلی سرمه‌ای

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۸: سایه‌هایِ ناامیدیعمارت شبیه یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط