به چه دلیل
𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆
+به چه دلیل؟
_شهر بازی مورد علـاقه بدون من... خوردن خوراکی هایی که از کارت دانشجوییم بود.... فضولی
+خب چیزی نیست که
_من برای اون پول داشتم برای مردم کلفتی میکردم
+خب؟
_گفتم برو بیرون
الیس بلند شد و در رو بست و قفلش کرد
اون شهر بازی گرون بود و یکی از ارزو های الیس بود
اون خوراکی ها با پول پنهانی خریده شده بود
فضولی توی کشوی خصوصی الیس
الیس تصمیم گرفت وسایل خود رو جمع کنه و به خانه ی مجردی هانیل بره
اروم بعد از جمع ساک سمت اون سه روی مبل رفت خوراکی هارو دونه به دونه برداشت
&خوراکیامو بده
_برو برای خودت بخر
+بدش ببینم
★بدهههه
الیس خوراکی هارو برداشت و پیاده به سمت خونه ی هانیل رفت
زنگ زد
بله؟ الیس تویی؟.. بیا هانا هم هست 𝑯𝟏 :
_میشه بیام؟
اره بیا 𝑯𝟐 :
صدای هانا دوست قدیمی بود
الیس بعد از تعریف ماجرا به صحبت اون دو گوش میکرد
بهتره یکم اینجا بمونی تا ادب بشن 𝑯𝟏 :
_خب میشه بمونم هانی؟
معلومه که میشه باید از خواهر بزرگ تر اجازه بگیری که منم 𝑯𝟐 :
+به چه دلیل؟
_شهر بازی مورد علـاقه بدون من... خوردن خوراکی هایی که از کارت دانشجوییم بود.... فضولی
+خب چیزی نیست که
_من برای اون پول داشتم برای مردم کلفتی میکردم
+خب؟
_گفتم برو بیرون
الیس بلند شد و در رو بست و قفلش کرد
اون شهر بازی گرون بود و یکی از ارزو های الیس بود
اون خوراکی ها با پول پنهانی خریده شده بود
فضولی توی کشوی خصوصی الیس
الیس تصمیم گرفت وسایل خود رو جمع کنه و به خانه ی مجردی هانیل بره
اروم بعد از جمع ساک سمت اون سه روی مبل رفت خوراکی هارو دونه به دونه برداشت
&خوراکیامو بده
_برو برای خودت بخر
+بدش ببینم
★بدهههه
الیس خوراکی هارو برداشت و پیاده به سمت خونه ی هانیل رفت
زنگ زد
بله؟ الیس تویی؟.. بیا هانا هم هست 𝑯𝟏 :
_میشه بیام؟
اره بیا 𝑯𝟐 :
صدای هانا دوست قدیمی بود
الیس بعد از تعریف ماجرا به صحبت اون دو گوش میکرد
بهتره یکم اینجا بمونی تا ادب بشن 𝑯𝟏 :
_خب میشه بمونم هانی؟
معلومه که میشه باید از خواهر بزرگ تر اجازه بگیری که منم 𝑯𝟐 :
- ۷۱
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط