چشمانم را میبندم صدای قدم هایت را مرور میکنم

چشمانم را میبندم صدای قدم هایت را مرور میکنم
همه شان را از بر شده ام
یک دو سه ...
زبان میچرخانم و لفظ دوستت دارم را چند بار ورد زبان میکنم تکرار تکرار ..
تا یادم نرود برای دوباره دیدارهایمان
برای عصرهای عاشقی
اقرار میکنم این روزهارا
حالم را خوش میکند
دیدگاه ها (۴)

به دلت بد راه نده!شایدهمین الان گوشی را بردارد بدون هیچ فکری...

کاش ممنوعه نبودی،تا پنجره را می گشودمو عطر نفس هایت را، قطره...

نگاهت مزه دارد, خنده ات بورخت سیب بهشتی، مشکی ابروو احساس ...

وقتینیستی؛دلم می‌خواهددست خدا را بگیرمبکشانمش این‌جاجای خالی...

چند پارتی تهبونگ p⁷&تو به من کمک کردی...درست وقتی که بهش نیا...

دروغ شیرینچپتر پانزدهم+ چانا ... چیکار کردی؟ چطور این اتفاق ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط