پشت تنهایی من که، رسیدی !

پشت تنهایی من که، رسیدی !
گوشهایت را بگیر ! 
اینجا سکوت ، گوش تو را کر میکند
اما ! چشمهایت را باز کن تا ،
بتوانی لحظه لحظه ی اعدام ثانیه ها را نظاره کنی ،
هجوم سایه های خیال،
سرابهای بی وقفه ی عشق،
تک بوسه های سرد و فریادهای عقیم جوانی ،
منظره ای به تو میدهد که ،
میتوانی تنهایی مرابه خوبی ترسیم کنی ...!
دیدگاه ها (۱)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۰: سایه‌ی سنگینِ سلطهصدای دورب...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

پیمان نقره ای

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط