دریا رفته بود...

دریا رفته بود...
این را فقط ،
نهنگ ها فهمیدند!

#محسن_حسینخانی
دیدگاه ها (۲)

هزارسال به امّید تو توانم بود!هر آنگهی که بیایی،هنوز باشد زو...

بعدها یکروز شاید خاکِ من هم گُل دهد بعدها هر جا گلی دیدی ...

یادت هست زیرِ طاقیِ بازار مسگران کبوتر بچه‌ی بی‌نشانی هی پَر...

دوستت دارمو عشق تو از نامم می‌تراودمثل شیرهٔ تک‌درختی مجروحد...

گاه ماهم چون نهنگ خسته ای جا می‌زنیم او به ساحل میزند ما دل...

🎥 زدنِ اف۳۵ یک اتفاق نیست،خودشان فهمیدند که این قابلیت یعنی ...

جهت تغییر وایب و رول 🌀 گاه ما هم چون نهنگ خسته‌ای جا می‌زنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط