بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو

بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون

 

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا

 

چه گیج حرف می زنم ، چه ساده درد می کشم

اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم

 

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

 

تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم

 

تو با منی و بی توام ببین چه گریه آوره

سکوت کن سکوت کن سکوت حرف آخره

 

ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده ام

گلی که دوست داشتم به دست باد داده ام

 

بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارمتو را نمی دهم از دست ، تا توا...

پرسیدی و شرحی به جز حال خرابم نیستبیدارم و خاموش غیر از این ...

در خویش می سازم تو را ، در خویش ویران می کنممی ترسم از حرفی ...

سلام ، صبح همگی بخیر ...

پارت سوم( لطفا اگه خوشتون اومد بهم بگید حتی اگه ایراد باشه آدم انتقاد پذیریم خب دیگه در حرفی نکنم بریم سراغ داستان)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط