در آغوشش ميکشى و محکم ميفشاريش به خودت...

در آغوشش ميکشى و محکم ميفشاريش به خودت...
زل ميزنى بهش...!
خيره ميشى تو چشماش...!
به نگاهش آرام ميگويى با من بازى نکن...
و او درست همين کار را ميکند...
دیدگاه ها (۳)

پدر خوانده فصل دو

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪ات با دست‌های لرزان پا...

RESPECT OR DIE : پارت دهم نیلا جلو رفت و پوشه را باز کرد...چ...

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

LESSON

سناریو دراکو مالفوی پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط