کاش چرخِ روزگار برای یکبار هم که شده طوری می‌‌چرخید، که ه

کاش چرخِ روزگار برای یکبار هم که شده طوری می‌‌چرخید، که هر کسی‌، دیگری را فقط به خاطرِ خودش دوست می‌‌داشت. تنها اگر یکبار تجربه می‌‌کردیم دلهامان بی‌ هیچ توقعی بتپد و دست هامان بی‌ هیچ احتیاطی در دست‌های دیگری آرام بگیرد ... تنها اگر یکبار می‌توانستیم دنیا را به قشنگی‌، به لطافت از زاویهِ چشمِ هم ببینیم ... آنوقت شاید با گفتنِ چندِ فعل ساده، چنان ملالت بار، بی‌ هیچ دلواپسی، از روز‌های خوبِ خوب عبور نمی‌‌کردیم. شاید آرزو نمی‌‌کردیم گوشه ای، فرسنگ‌ها دور از هم، بی‌ کرامتِ عشق، خاموش بگیریم ... و در یک زمستانِ سرد، پلک هامان را به روی انعکاسِ نگاهِ یکدیگر ببندیم و بی‌ خبر و تنها بمیریم
دیدگاه ها (۵)

دوست داشتنهمین لحظه هایی ست که هیچ کس حالت را نمی فهمد حتی ا...

به بدی هایت که فکر میکنم,ذهنم مثلِ نوارِخالی,ساکت می چرخد!

دلتنگی قوی ترین ، واقعی ترین و زیباترین حس دنیاست. خوش بخت ت...

عمر میگذردو من بیش تر میفهممکه هیچ چیز در دنیاارزش گریه کردن...

پارت ۱۰ راز ستارۀ درخشان

سلام ، چرا بعضی‌ از ما مسئولان قبل از اینکه کاری از جمله محد...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط