دفترم پُر شده از بغض ، چه باید بکنم ؟

دفترم پُر شده از بغض ، چه باید بکنم ؟

هر چه کردم که فراموش کنم ، آه نشد...
دیدگاه ها (۷)

برایت شعر میبافم تنت را گرم کن با آن لباس گرم شاعرهاهمین اش...

خوشا بحال لباست که با تو محرم بود...بدابحال دودستی که از تو ...

حرفِ دلت راباغزل حالی کنی سخت استشاعر که باشی عشق زجر دیگری ...

چشم دارم که تو با نرگس خواب آلوده...در دل شب به سراغ من بیدا...

𝐵𝓊𝓉 𝐻𝒾𝓈 𝑒𝓎𝑒𝓈...... لحظهٔ بغض،نشد حفظ کنم چشمم را؛در دل ِ ابر...

من حتی فراموش کردم که چجوری فراموشت کنم..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط