گر گنج غمت در دل ویرانه نمی شد

گر گنج غمت در دلِ ویرانه نمی شد
ویرانه مقام من دیوانه نمی شد

شه کاش خراج از ده ویرانه نمی خواست
یا ملکِ دلم کاش که ویرانه نمی شد

دانی ز چه عاشق به رهِ فقر و فنا رفت؟
سودای جهان با غم جانانه نمی شد
دیدگاه ها (۲۲)

در خلاء رها شده‌اممثل انگشتانم در سوراخ های جیبببین!چگونه نب...

در دنیای عشق هیچ‌چیز مهم‌تر از تو نیستپس تو راحت باش جانمبرا...

در نَفس های تو از بارش باران،یادی است خِس خِس سینه ات انگارک...

درد دارد ترڪ دلداری ڪہاز گـل بهتر استدرد دارد رفتن یارے ڪہ ب...

ای دلم مستغرق سودای توسرمهٔ چشمم ز خاک پای توجان من من عاشقم...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

📜غزلیات#عطار_نیشابوریغزل دومگر سیر نشد تو را دل از مایک لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط