ویو ات

ویو ات
صبح با سردرد و دل درد شدید بلند شدم دیدم لباس تنم نیست و جیمین لخت کنارم خوابیده وقتی فهمیدم چی شده زدم زیر گریه

ویو جیمین
بلند شدم دیدم ات داره گریه میکنه

جیمین: حالت خوبه
ات: عوضیییی اشغال هرزه ( خودتی )🤡🤡
جیمین : ببخشید معذرت میخوام
ات: تو بهم هههه تجواز ههه کردی تو دختر بودنمون ازم گرفتی
جیمین: ات من عاشقتمممم چرا نمی فهمی. با داد
از وقتی که برادر ناتنیت شدم دیوانه وار عادت شدم. همچنان با داد

ات: منم دوست دارم ولی ازم سوع استفاده کردی میزاشتی یه روز بهت اعتراف کنم بعد بهم تجاوز کن

جیمین: دوست دخترم میشی
ات : ارههههه

ویو ادمین زیباتون🤡🤡🤡
جیمین لباهاشو رو لب های ات گزاشت و پس ده مین جدا شد



گایز فکر نکنید تموم شده بازم هست🎀🎀🎀🥰
دیدگاه ها (۰)

برادر ناتنی فصل ۲ پارت اولات. امروز روز عروسی منو و جیمین خی...

می خوام سناریو بنویسم درخواستی دارید بگید💜💜💜💜

بچه ها هر کی اسمات میخواد به گه پیوی بگم🎀🎀🎀

ویو اتوارد بار شدیم سفارش. ادیم نشتیم خیلی مست نکردن ولی جنی...

ویو کوک از خواب بیدار شدم بدون سر و صدا رفتم بیرون جیمین: تو...

**پارت9**کوک : چرا غذاتو نمیخوری؟ ا / ت : .......کوک : جوابه...

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط