عشق من
عشق من
P5۲
ا.ت:جونگ کوک این بچه..
مکث کردم
کوک آروم آروم آمد سمتم
کوک:این بچه چی
ا.ت:این بچه هیچ گناهی نداره بزار بریم
کوک یه نفسی کشیدو سرش انداخت پایین و نیش خندی زد
سرش آورد بالا تو چشمام خیره شد
کوک:این دنیا بی رحمه چی میشه اگه پسرت به خاطرت اذیت شه مگه نه
ا.ت:تو به خاطر اون برگه ها اینطوری میکنی مگه نه به خاطر چند تا برگه کوفتی داری با زندگی ما بازی میکنی
کوک:شاید
ا.ت:کافیه جونگ کوک کافیه من نمیخواستم انجامش بدم تو با کارات مجبورم کردی
کوک:تو نمیخواستی انجامش جدی ا.ت تو دنبال فرصت بودی تو مگه نبودی از اولم برای جاسوسی امدی خونم
ا.ت:امدم درسته امدم اما پشیمون شدم من میخواستم هدف بچگیمون زیر پا بزارم از خودم گذشتم اما تو چیکار کردی من مجبور شدم اون کارو کنم
کوک:هدف بچگیت این بود برگه بدوزدی یا چی بگو ببینم
ا.ت:تو فقط کارای منو میبینی یه بارم شده اشتباهات خودتو ببین
کوک:فعلا که بهت ساخته باعث شده بچه جونگهیون تو شکمت باشه
خیلی عصبی شدم خیلی خواستم بهش سیلی بزنم که جلومو گرفت
کوک:آخرین بارت باشه بخوای روم دست بلند کنی بچه
ا.ت:با من درست حرف بزن تو از هیچی خبر نداری اما همیشه حق به جانبی از این کارات متنفرم جونگ کوک کم خودتو دست بالا بگیر و جوری رفتار کن که انگار همه چیو میدونی
کوک:بل بل زبون شدی منم خوب بلدم چطوری این زبونتو کوتاه کنم
ا.ت:ازت متنفرم شنیدی متنفرمم
کوک:تنها جایی که باهات موافقم ا.ت حسمون دو طرفست
قلبم درد گرفت یه کلمه چقدر مگه میتونه درد داشته باشه انگار تموم وجودم یخ زد سعی کردم بغضمو قورت بدم
......
خیلی حمایتا کمه😔
لایک و کامنت فراموش نشه دیگه خوشگلم🥺💞
P5۲
ا.ت:جونگ کوک این بچه..
مکث کردم
کوک آروم آروم آمد سمتم
کوک:این بچه چی
ا.ت:این بچه هیچ گناهی نداره بزار بریم
کوک یه نفسی کشیدو سرش انداخت پایین و نیش خندی زد
سرش آورد بالا تو چشمام خیره شد
کوک:این دنیا بی رحمه چی میشه اگه پسرت به خاطرت اذیت شه مگه نه
ا.ت:تو به خاطر اون برگه ها اینطوری میکنی مگه نه به خاطر چند تا برگه کوفتی داری با زندگی ما بازی میکنی
کوک:شاید
ا.ت:کافیه جونگ کوک کافیه من نمیخواستم انجامش بدم تو با کارات مجبورم کردی
کوک:تو نمیخواستی انجامش جدی ا.ت تو دنبال فرصت بودی تو مگه نبودی از اولم برای جاسوسی امدی خونم
ا.ت:امدم درسته امدم اما پشیمون شدم من میخواستم هدف بچگیمون زیر پا بزارم از خودم گذشتم اما تو چیکار کردی من مجبور شدم اون کارو کنم
کوک:هدف بچگیت این بود برگه بدوزدی یا چی بگو ببینم
ا.ت:تو فقط کارای منو میبینی یه بارم شده اشتباهات خودتو ببین
کوک:فعلا که بهت ساخته باعث شده بچه جونگهیون تو شکمت باشه
خیلی عصبی شدم خیلی خواستم بهش سیلی بزنم که جلومو گرفت
کوک:آخرین بارت باشه بخوای روم دست بلند کنی بچه
ا.ت:با من درست حرف بزن تو از هیچی خبر نداری اما همیشه حق به جانبی از این کارات متنفرم جونگ کوک کم خودتو دست بالا بگیر و جوری رفتار کن که انگار همه چیو میدونی
کوک:بل بل زبون شدی منم خوب بلدم چطوری این زبونتو کوتاه کنم
ا.ت:ازت متنفرم شنیدی متنفرمم
کوک:تنها جایی که باهات موافقم ا.ت حسمون دو طرفست
قلبم درد گرفت یه کلمه چقدر مگه میتونه درد داشته باشه انگار تموم وجودم یخ زد سعی کردم بغضمو قورت بدم
......
خیلی حمایتا کمه😔
لایک و کامنت فراموش نشه دیگه خوشگلم🥺💞
- ۲.۲k
- ۲۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط