پامنی: جکس غیبش زده

پامنی: جکس غیبش زده
کینگر: ما همه جارو دنبالش گشتیم
شینوبو: آخرین بار کجا دیدنش؟
پامنی: شب تو تختش بود ولی الان نیستش
کانائو: استاد چرا تو حیاط خون میبینم؟
همه دویدن و خونی که رو چمن ریخته شده بود نگاه کردن
راگاتا: یعنی جکس..
شینوبو: نه نمرده اگه مرده بود تا الان خون بیشتری رو زمین می دیدیم یه فرضیه میتونه باشه که یه شیطان دزدیدتش
ولی چه جور شیطانی بوده خدا میدونه
پامنی: ما الان باید چیکار کنیم؟
شینوبو: تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که منتظر بمونیم تا شب شه شیاطین شب ها می آن بیرون
...


دوتا پارت دادم ✨🎀
دوما حضور پیدا کرد گیلیلیلیلی 🤣🤣
دیدگاه ها (۰)

بعد از این که میتسوری و اوبانای جواب مثبت دادن همه دست زدن و...

یک سال بعد تو حیاط خونه ارباب کاگایا عروسی میتسوری و اوبانای...

وقتی مه ناپدید شد آکازا به شکم رنگوکو ضربه زده بود و از کمر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط