چشمهایت دلم را ورق می زند.
چشمهایت دلم را ورق می زند.
رها میشوم در حجم نفسهایت
مثل پروانه ها که آزادند
دست هایت را لمس می کنم،
تابستان می شوم پر از آبشار گل های سرخ
کنارم هستی
و من از بارانی حرف می زنم که بی اجازه می بارد
و تو را بی وقفه در من تمنا می کند
من از تو می نویسم در دفتر دلی که به اندازه ما جا دارد...
من و یک عالمه تو....
رها میشوم در حجم نفسهایت
مثل پروانه ها که آزادند
دست هایت را لمس می کنم،
تابستان می شوم پر از آبشار گل های سرخ
کنارم هستی
و من از بارانی حرف می زنم که بی اجازه می بارد
و تو را بی وقفه در من تمنا می کند
من از تو می نویسم در دفتر دلی که به اندازه ما جا دارد...
من و یک عالمه تو....
- ۱.۲k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط