نپرس حال مرا تا غزل به لب دارم...خودت بفهم که حالم بد است

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارم...خودت بفهم که حالم بد است و تب دارم
فقط بگو لقب شاعری به من ندهند...بگو که من دل خونی ازین لقب دارم...
... و بی تو این همه شعری که هیچ می ارزند... و بی تو دفتر شعری که بی سبب دارم
ببین به چشم خودت.. بی تو سرد و متروک است....همیشه خانه ی عشقی که آن عقب دارم
تو چند ساله شدی؟ آه چند ساله شدم؟...کجا دگر خبر از سال و ماه و شب دارم؟
بیا و این دم آخر کنار چشمم باش....مباد بی تو بمیرم ... چقدر تب دارم ...
دیدگاه ها (۳)

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

عاشقانه براعزیزترینم

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط