اسم فیک اون واسه منه
اسم فیک : اون واسه منه
p40
ات: چی داداشم
کوک:بله داداشت اونجاست و منتظر ماست
ات:(مکث) قول میدی بازم بیایم؟
کوک:, اره قربونت برم بیا بغلم
کوک ات رو بغل کرد و چند دقیقه ای تو همون حالت بودن
کوک:ات پاشو ساکتو بچین
ات...ات...(تو صورت غرق خواب ات رو به رو شد)
فک کنم خودم باید ساکتو بچینم
کوک ویو:
رفتم سر کمدش و چون میخواستیم همونجا بمونیم کل کمدو گذاشتم تو چمدون (کل لباسا)
رفتم سر میز ارایشش و کل لوازماشو تو کیف لوازم آرایشش ریختم
رفتم سر کشوی میزش که یهو با یه دفتر بر خوردم
«دفتر خاطرات شیرین ات»
بازش کردم صفحه اول یه عالمه دندون بود که به صفحه با چسب چسبیده بودن
صفحه دوم عکس بچه کی تهیونگ و ات بود ات خیلی کوچولو بود و تهیونگم بغلش کرده بود
خندیدم ات حتی برای بچه بودنم بیش از حد زیبا بود
صفحه سوم یه چسب زخم بود میتونم بگم کلا یه قطره روش خون بود
خندیدم چقدر حوصله داشت برای این کارا
صفحه چهارم عکس خانوادگیشون بود که اون صفحه خیلی خاص تر از بقیه بود
p40
ات: چی داداشم
کوک:بله داداشت اونجاست و منتظر ماست
ات:(مکث) قول میدی بازم بیایم؟
کوک:, اره قربونت برم بیا بغلم
کوک ات رو بغل کرد و چند دقیقه ای تو همون حالت بودن
کوک:ات پاشو ساکتو بچین
ات...ات...(تو صورت غرق خواب ات رو به رو شد)
فک کنم خودم باید ساکتو بچینم
کوک ویو:
رفتم سر کمدش و چون میخواستیم همونجا بمونیم کل کمدو گذاشتم تو چمدون (کل لباسا)
رفتم سر میز ارایشش و کل لوازماشو تو کیف لوازم آرایشش ریختم
رفتم سر کشوی میزش که یهو با یه دفتر بر خوردم
«دفتر خاطرات شیرین ات»
بازش کردم صفحه اول یه عالمه دندون بود که به صفحه با چسب چسبیده بودن
صفحه دوم عکس بچه کی تهیونگ و ات بود ات خیلی کوچولو بود و تهیونگم بغلش کرده بود
خندیدم ات حتی برای بچه بودنم بیش از حد زیبا بود
صفحه سوم یه چسب زخم بود میتونم بگم کلا یه قطره روش خون بود
خندیدم چقدر حوصله داشت برای این کارا
صفحه چهارم عکس خانوادگیشون بود که اون صفحه خیلی خاص تر از بقیه بود
- ۱۶.۶k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط