امروز آزمایشگاه مدرسمون آتیش گرفت خیلی بد بود از ترس پاه

امروز آزمایشگاه مدرسمون آتیش گرفت خیلی بد بود از ترس پاهمو حس نمیکردم از یه طرف هم نگران بودم دخترا برن چیزشون بشه افتضاح بود..
دیدگاه ها (۰)

از زندگی کردن خیلی خسته شدم دوستم دارم بمیرم کاش جرعت خودکشي...

او میخندید ولی ....چشمانش گویای چیز دیگری بود.

..‌.

ترجمه صحبت پایانی تهیونگ🐻 تورنتو، خب امروز چطور بود؟ خوشتون ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط