افسوس که من و تو دور از هم پیر می شویم

افسوس که من و تو دور از هم پیر می شویم
و طعم شیرین تاب دادن نوه هایمان را هیچوقت نمی چشیم.
چقدر حیف که حساب موهای سپیدت را نمیتوانم نگه دارم
وچروک های دور چشمهایت ،
دور از چشم من عمیق میشوند.
چقدر دلم می خاست وقتی نمره عینکت را بالا میبردی وعصای تازه میخریدی ،
کنارت باشم.
آنوقت خودم دو نمره از چشمانم و کمی از قوت پاهایم را
دو دستی تقدیمت میکردم.
چقدر تلخ که اجبار از خواستن قوی تر است.
چه حیف......
اما من و تو،
دور از هم پیر میشویم.....
دیدگاه ها (۱۱)

افسوس که من و " تو "دور از هم پیر میشویم !و طعم شیرین تاب دا...

افسوس که من و " تو "دور از هم پیر میشویم ! و طعم شیرین تاب د...

《حیف ! اما من و تو دور از هم میپوسیم 》 حمید مصدق افسوس که من...

افسوس که من و "تو" دور از هم پیر میشویم !و طعم تاب دادن نوها...

بعضی آدم‌ها فقط وارد زندگی‌ات نمی‌شوند؛می‌آیند و می‌شوند آرا...

فردا روزمه میفهمی روزمه🤨کادو نمیدی حداقل یه تبریک بگو🤨😁😄🤣#رو...

قلب تو واسه كي ميزنه؟❤️❤️❤️قلب من فقط برای همسرم می تپه ❤️😘#...

آینده سازان موسیقی ایران😍😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فا...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط