✅ ✔ بچگیام هیچوقت عادت نداشتم چیزی رو مستقیم از مامانم بخ

✅ ✔ بچگیام هیچوقت عادت نداشتم چیزی رو مستقیم از مامانم بخوام. هیچوقت نمی‌گفتم مامان برام این ویولن رو بخر. نه که مغرور باشم؛ نه! فقط دلم نمی‌خواست با «نه» گفتن مامانم بخوره تو ذوقم. اگه از هر چیزی خوشم میومد و چشممو می‌گرفت، فقط عمیق بهش زل می‌زدم و بعد با شگفتی زیادی می‌گفتم:
_چقدر خوشگله!
اون موقع مامانم هم توجه ش جلب می‌شد و بعد از نظر دادن، وقتی برق چشمامو می‌دید فقط می‌گفت:_می‌خوایش؟
منم با یه لبخندی که عمیق تر شده بود سر تکون می‌دادم و جلوتر می‌رفتم تو مغازه.
نمی‌دونم رو تو چه حسابی باز کرده بودم. فقط می‌دونم یه روز میخکوب چشمای پشت ویترینت شدم. قسمت دردناکش اینجاست که فهمیدی چشمام دنبالت میان؛ فهمیدی با تموم وجودم تو رو می‌خوام؛ اما از ترس نه شنیدنت جلو نمیام!
تو همه اینا رو می‌دونستی و منو متهم کردی! متهم به نخواستن! متهم به دوست نداشتن! متهم به ترسیدن...
ولی نفهمیدی فقط کافیه بگی منو می‌خوایش؟ تا من جلوتر بدوم تو زندگیتو بیشتر از هر کسی بهت بها بدم.
راستی نقیض مونده هنوز! نفهمیدی، یا نخواستی؟
دیدگاه ها (۷)

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

پارت ۱۸

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط