حیران شدم در کار تو،

حیران شدم در کار تو،
درمانده از رفتار تو،
هم می گشایی پای را،
هم قفل و بستم می کنی...

#مولوی
دیدگاه ها (۱)

مـراآرام میداردهمین"هستم به یادت"ها ...#صادق_هوشیار

در این سرایِ بی کسیکسی به در نمی زندبه دشتِ پر ملالِ ماپرنده...

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیستگویی همه خوابند ، کسی را ب...

نشود فاشِ کسی آن چه میانِ من و توست#هوشنگ_ابتهاج

کل حرف دلمون رو داستایوفسکی تو یه جمله بیان می‌کنه :سخت ترین...

صبح که میشودچشم که می گشایی به تو لبخند می زند زندگیطلوعی دو...

سیمین دانشور چه زیبا گفت:به راستی زن بودن کار مشکلی هستمجبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط