میترسیدمولی الان فقط میدونم خوشحالم که همهچیو گفتم
"میترسیدم...ولی الان فقط میدونم خوشحالم که همهچیو گفتم!"
P³
به محض اینکه همین دو کلمه از دهنش بیرون اومد،چان و لینو چشمانشون اندازه یه کاسه شد،از دهنشون صدای:"هـــــــــــا؟!" دراومد که بعدش سونگمین یهویی به خودش اومد. فهمید چقدر یهویی اینو گفته و قبل از اینکه این سوتی به جایی برسه که همه ازش خبر دار بشن جفت دستاشو گذاشت رو دهن چان و لینو!
"میگم میگم فقط ساکت شید!"
سونگمین اینو گفت و وقتی دید چان و لینو سرشونو به نشانه تایید تکون دادن،دستشو از روی دهانشون برداشت.
نفس عمیقی کشید و از سر خجالت سوتیای که داده بود سرشو انداخت پایین،با لحن آرومی انگار خیلی زیر لبی گفت:"خب... یه دختر خانومیـ,"
لینو پرید وسط حرفش. آروم اما کنجکاو گفت:"عاشق شدی؟!"
سونگمین با خجالتی که توی وجودش داشت از شدت نگاه خیره دوستاش ریشه قویای پیدا میکرد،سرشو تکون داد.
چان و لینو به هم نگاه کردند،اما با همون نگاه کوتاه انگار هزاران حرف بینشون رد و بدل شد. با لبخندی که سعی در کنترلش داشتند که تبدیل نشه به قهقهای از خوشحال،چان با لحنی بازیگوش اما خوشحال گفت:"خب حالا...این دختر خانوم کی هست؟"
لینو پشت سرش با صدایی کنجکاو گفت:"ما میشناسیمش؟تاحالا دیدیمش؟یا نه؟غریبهاس؟"
سونگمین کمی سرشو آورد بالا. نگاهی درحالی که هنوز کمی سرش پایین بود انداخت و آروم به بازجویی های لینو جواب داد:"میشناسیدش."
چان با ذوق بیشتری اما آروم گفت:"هــــــه؟! جدیـــــی؟ ! کیه؟! بگو دیگه!"
سونگمین با لحنی که انگار برای اولین بار بعد از دبیوشون داشت استرس رو توی خودش به واضحی یه لیوان آب زلال نشون میداد،نگاهشو از پسرا گرفت و آروم لب زد:"خب...آ-آره. اونـ,"
مکثی کرد و کلافه دستی بین موهاش کشید،نگاهشو بین پسرایی چرخوند که نشسته بودند جلوتر زیر پتوهاشون و منتظر شروع فیلم بودند. خیلی داشت با خودش کلنجار میرفت که چطوری قراره بگه،اصلا واکنش چان و لینو چی بود؟! انقدر استرس تمام وجودشو تسخیر کرده بود که نفهمید کی دستشو برده پشت گردنش.
"وایسا...نکنه-نکنه ا.ت خودمون هست؟!"
"دیوونهای؟! عمرا-"
قبل تموم شدن حرفاشون،سونگمین برای اولین بار توی زندگیش چشماشو بست و با تمام جراتش با لحنی قاطع اما لرزون که نشان از استرسش بود جواب داد:"آره!"
"چـــــــــــــــــــی؟؟!!"
چان و لینو با صدای بلندی گفتند که باعث شد چهره متعجب تک تک پسرا برگرده سمتشون!
"چیشده؟!"
"چهخبره؟!"
چانگبین و هان بلافاصله زودتر از بقیه واکنش نشون دادن و گفتند.
سونگمینی که از سوتی هایی که هیونگاش داده بودن عصبی بود،سعی کرد با خندهای فیک جمعش کنه:"هه...هی-هیچی فقط یهویی از،از نظراتی که برای فیلم دیدن تعجب کردن همین!"
"مگه چی گفتن؟"
هیونجین با لحنی کمی کنجکاو و شکاک به چهره مثلا بدون واکنش سونگمین نگاه کرد،هیونجین حس کرده بود یهخبرایی هست برای همین اینو پرسید.
"هیچی پایان فیلم رو اسپویل* کرده بودن."
"آهااا،فکر کردیم چیشده بابا."
فلیکس گفت و بعدش دوباره سر همه پسرا برگشت سمت تلویزیون.
سونگمین با اخمی به هیونگاش نگاه کرد و با صدایی آروم اما عصبانی لب زد:"خوبه بهتون گفتم ساکت باشید!"
"ببخشیـــــد! یهو تعجب کردیم."
چان ایندفعه به نمایندگی از جفتشون با صدایی آروم و با احتیاط تر از قبل گفت،اما چهره جفتشون هنوز متعجب اما همراه کمی شرمندگی بود...
_Soki.
-*اسپویل کردن یعنی ته یه داستان یا قسمت هایی ازیه فیلم/کتاب/داستان و.... اینها رو به کسی که هنوز به اون لحظه نرسیده بگید.
فکر کنم یکم چرت و کوتاه شد ولی خب،امیدوارم همینم ازم قبول کنید. حمایت هاتون رو زیاد کنید برای پارت بعدی انرژی بگیرم فرشتههام:)🫠💘✨🫂
#سونگمین #سناریو #فیک #چندپارتی #استریکیدز #تکپارتی #کیپاپ
P³
به محض اینکه همین دو کلمه از دهنش بیرون اومد،چان و لینو چشمانشون اندازه یه کاسه شد،از دهنشون صدای:"هـــــــــــا؟!" دراومد که بعدش سونگمین یهویی به خودش اومد. فهمید چقدر یهویی اینو گفته و قبل از اینکه این سوتی به جایی برسه که همه ازش خبر دار بشن جفت دستاشو گذاشت رو دهن چان و لینو!
"میگم میگم فقط ساکت شید!"
سونگمین اینو گفت و وقتی دید چان و لینو سرشونو به نشانه تایید تکون دادن،دستشو از روی دهانشون برداشت.
نفس عمیقی کشید و از سر خجالت سوتیای که داده بود سرشو انداخت پایین،با لحن آرومی انگار خیلی زیر لبی گفت:"خب... یه دختر خانومیـ,"
لینو پرید وسط حرفش. آروم اما کنجکاو گفت:"عاشق شدی؟!"
سونگمین با خجالتی که توی وجودش داشت از شدت نگاه خیره دوستاش ریشه قویای پیدا میکرد،سرشو تکون داد.
چان و لینو به هم نگاه کردند،اما با همون نگاه کوتاه انگار هزاران حرف بینشون رد و بدل شد. با لبخندی که سعی در کنترلش داشتند که تبدیل نشه به قهقهای از خوشحال،چان با لحنی بازیگوش اما خوشحال گفت:"خب حالا...این دختر خانوم کی هست؟"
لینو پشت سرش با صدایی کنجکاو گفت:"ما میشناسیمش؟تاحالا دیدیمش؟یا نه؟غریبهاس؟"
سونگمین کمی سرشو آورد بالا. نگاهی درحالی که هنوز کمی سرش پایین بود انداخت و آروم به بازجویی های لینو جواب داد:"میشناسیدش."
چان با ذوق بیشتری اما آروم گفت:"هــــــه؟! جدیـــــی؟ ! کیه؟! بگو دیگه!"
سونگمین با لحنی که انگار برای اولین بار بعد از دبیوشون داشت استرس رو توی خودش به واضحی یه لیوان آب زلال نشون میداد،نگاهشو از پسرا گرفت و آروم لب زد:"خب...آ-آره. اونـ,"
مکثی کرد و کلافه دستی بین موهاش کشید،نگاهشو بین پسرایی چرخوند که نشسته بودند جلوتر زیر پتوهاشون و منتظر شروع فیلم بودند. خیلی داشت با خودش کلنجار میرفت که چطوری قراره بگه،اصلا واکنش چان و لینو چی بود؟! انقدر استرس تمام وجودشو تسخیر کرده بود که نفهمید کی دستشو برده پشت گردنش.
"وایسا...نکنه-نکنه ا.ت خودمون هست؟!"
"دیوونهای؟! عمرا-"
قبل تموم شدن حرفاشون،سونگمین برای اولین بار توی زندگیش چشماشو بست و با تمام جراتش با لحنی قاطع اما لرزون که نشان از استرسش بود جواب داد:"آره!"
"چـــــــــــــــــــی؟؟!!"
چان و لینو با صدای بلندی گفتند که باعث شد چهره متعجب تک تک پسرا برگرده سمتشون!
"چیشده؟!"
"چهخبره؟!"
چانگبین و هان بلافاصله زودتر از بقیه واکنش نشون دادن و گفتند.
سونگمینی که از سوتی هایی که هیونگاش داده بودن عصبی بود،سعی کرد با خندهای فیک جمعش کنه:"هه...هی-هیچی فقط یهویی از،از نظراتی که برای فیلم دیدن تعجب کردن همین!"
"مگه چی گفتن؟"
هیونجین با لحنی کمی کنجکاو و شکاک به چهره مثلا بدون واکنش سونگمین نگاه کرد،هیونجین حس کرده بود یهخبرایی هست برای همین اینو پرسید.
"هیچی پایان فیلم رو اسپویل* کرده بودن."
"آهااا،فکر کردیم چیشده بابا."
فلیکس گفت و بعدش دوباره سر همه پسرا برگشت سمت تلویزیون.
سونگمین با اخمی به هیونگاش نگاه کرد و با صدایی آروم اما عصبانی لب زد:"خوبه بهتون گفتم ساکت باشید!"
"ببخشیـــــد! یهو تعجب کردیم."
چان ایندفعه به نمایندگی از جفتشون با صدایی آروم و با احتیاط تر از قبل گفت،اما چهره جفتشون هنوز متعجب اما همراه کمی شرمندگی بود...
_Soki.
-*اسپویل کردن یعنی ته یه داستان یا قسمت هایی ازیه فیلم/کتاب/داستان و.... اینها رو به کسی که هنوز به اون لحظه نرسیده بگید.
فکر کنم یکم چرت و کوتاه شد ولی خب،امیدوارم همینم ازم قبول کنید. حمایت هاتون رو زیاد کنید برای پارت بعدی انرژی بگیرم فرشتههام:)🫠💘✨🫂
#سونگمین #سناریو #فیک #چندپارتی #استریکیدز #تکپارتی #کیپاپ
- ۲.۳k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط