ویو جویی

ویو جویی
بد از قرار با جیمین تو اتاقم بودم وقتی بیدار شدم خونه خالیه خالی بود
جویی: اینا مردن
زنگ زدم تهیونگ
ته: بله( خنده
( بچه ها جیمین عشق زده ب سرش مسته و هعی داد میزنه جویی دوست دارم عاشقتم منو قبول کن😂😂)
جوبی: چرا خونه خالیه من تنها میترسمم
ته: چی چرا پیخوای بیام دنبالت( از خنده داره قش میکنه)
جویی: تهیونگ مستی چرا اینطوری میخندی انقدر
ته: هیچی اماده شو بیام دنبالت
جوی: اوک
تلفن و قط کردم و رفتم لباس پوشیدم داشتم میرفتم سمت در خروجی که تهیونگ بوق زد
رسیدم لش
حویی: سلام
ته: بشین( خنده
جویی: تو چرا انقدر میخندی
ته: بیا بت بگم
رسیدیم دم ی اپارتمان
ته: پیاده شو
جویی: اینجا
ته: اره دنبالم بیا
وقتی رسیدیم درو باز کرد که جیمین رو مبل ولو بودو مستت
جویی: جیغغ اون حالش بده نکنه مرده
ته: ن مسته
رفتم سمتش
دیدگاه ها (۰)

جوویی ویو رفتم سمتش جویی: هعی جیمین خوبی چیشدهه جیمین: هعی م...

جویی ویو جیمین کنارم دراز کشید جیمین: گرممهه جویی: برو‌حمو خ...

ویو کوک ات: بخشیید من عصبیت کردم که دستت این وضع شده ببخشیدد...

ویو ات ات: دستتو بده کوک:...ات: با توام کوک: ..ات: دستت داره...

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

همیشگی من

ازدواج اجباری/part16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط