من قول دادم توی این وحشت...همسنگربازندگی باشم

من قول دادم توی این وحشت...همسنگربازندگی باشم
توگیرودار،دارودرگیری...روی تمیز زندگی باشم
دنیای بعدی روبروی تو...میجنگمو بازم گلاویزم
این بارجای نورتورگهام...ازماده ی تاریک میریزم
من اهل دنیای پس ازاینم...مرگ اتفاق حتمی مَن هاست
این زندگی بامرگ تکمیله...آدم نمیره بیشتر تنهاست
من مانده ام درانجمادی تیز...گنجشک هایی برتنم مُردند
صدها کنیز یوغ برگردن...در مطبخ چشمم زمین خوردند
...
دیدگاه ها (۱)

تنهایی...

تو آن نبودی ک دلم را گرم کند....

دل میخواهدو منطق نمی پذیرد...!

بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد..وطن زنو جوان شود دمی دگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط