باید بریم پیش سول

+باید بریم پیش سول
-ولی من میخوام باهم بریم عمارت
+آلان نه الان نه
-چرا
+چون تازه آمدیم
-بیخیال همه
چسبوندمش به در و یه بار دیگه افتادم به جون لباش در حدی که مزه آهن خون رو حس میکردم جدا شدم ازش سرم رو گذاشتم تو گردنش و عطرش رو وارد ریه هام کردم (جون)
+نکن نفست گرمه
-هنو هم میخوای اینجا بمونی
چسبوندمش به خودم جوری که پوsینش به دیkم میخورد
دیدگاه ها (۱۴)

روزتون مبارکدخترا...خیلی دوستون دارم..به لطف شماست که خانواد...

زندگی رویایی:پارت ۸۷+نکن..-ا.ت +آلان نه لطفا-اوکازش جدا شدم ...

زندگی رویایی:پارت۸۶~نوش جونت دنبال ا.ت میگشتم که پیدایش کرو...

زندگی رویایی:پارت۸۵جیمین بود +اوپا~چرا بی خبر میزاری میری +م...

[☆part²⁸☆]ماسک اکسیژن رو بلند کردم و بوسه ارومی به لب هاش زد...

"در آغوش شیطان" ---Chapter: 1 part: 3۶*ویو لیلیت سوان*تو ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط