تو تنها کسی بودی که از ساعت ها چت باهاش خسته نمیشدم

تو تنها کسی بودی که از ساعت ها چت باهاش خسته نمیشدم
و حتی نمیفهمیدم اینهمه زمان با لبخند مداوم روی صورتم خیره به صفحه گوشی چطور گذشت
دیدگاه ها (۱۶)

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۸

گوشی گفت: «فقط پنج دقیقه...»پنج ساعت گذشت.کتاب گفت: «فقط یک ...

تولد مبارک جنگکوکی

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.2(روایت از زبان ا.ت)چند...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁵ا/ت با نگرانی گوشی رو روی میز گذاشت.ا/ت...

میبخشی پارت ۳

My professorChapter:2Part:99آخرین پرونده رو بستم و با خستگی ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط