باب اسفنجی و پاتریک تو جنگل بودن فقط جعبه غذا و چادر و آب

باب اسفنجی و پاتریک تو جنگل بودن فقط جعبه غذا و چادر و آب دا شتن . باب اسفنجی به پاتریک میگه اتیش درست کن خودش میره چادر و درست کنه میاد میبینه پاتریک جعبه غذا رو اتیش زده بعد به پاتریک میگه خاموشش کن پاتریکم چادر و میندازه رو اتیش و وقتی خاموش نمیشه اب و میریزه روش:-/خنگی تا این حد داریم آیا
دیدگاه ها (۱)

تفاوت دخترا و پسرا تو شوخیاشونه ...شوخی پسرا :من یه کاری میک...

nice

:-D

:-[

اوسی جدید برای مای هیرو اکادمیا! :<اسم:اِرِسفامیلی:کاواشیموس...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟕وقتی وارد میشه مادرش پشت سرش ر...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط