دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری .

دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری .
سر راحت ، به بالین ، می گذاری .

تو صاحب درد بودی ، ناله سر کن .
خبر ، از درد بی دردی ، نداری .

بنال ای دل ، که رنجت ، شادمانیست .
بمیر ای دل ، که مرگت ، زندگانیست .

دلی خواهم ، که از او ، درد خیزد .
بسوزد ، عشق ورزد ، اشک ریزد .

مباد آن دم ، که چنگ نغمه سازت .
ز دردی ، بر نیانگیزد ، نوایی .

مباد آن دم ، که عود تار و پودت .
نسوزد ، در هوای آشنایی .

بنال ای دل ، که رنجت ، شادمانیست .
بمیر ای دل ، که مرگت زندگانیست .

دلی خواهم ، که از او ، درد خیزد .
بسوزد ، عشق ورزد ، اشک ریزد
دیدگاه ها (۱)

کلبه کوچک قلبم تا ابد خانه ی توستاشک من هرشب در خلوت خویش به...

یکی را دوست دارمولی افسوس او هرگز نمیداندنگاهش میکنم شایدبخو...

سروده ام غزلی از تو عاشقانه گُلمببین برای تو گفتم چه شاعرانه...

داده ای وعده دیدار و خیابانی نیست !چتر در دست من و بارش بارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط