پارت

پارت 1

صبح زود با الارم گوشیم بیدار شدم. خیلی خوشحال بودم چون کم کم مدارس تعطیل می‌شد و اون اح*مق ها رو نمیدیدم. بدون اینکه بقیه بیدار بشن اروم کارهام رو انجام دادم و حاضر شدم. کیفم رو گوشه ی دیواری که کمد دیواری کوچیکی درون خودش جا داده بود و با گل های تازه که پسرا هر روز برام میگرفتن تزئین شده بود، گذاشتم و به سمت آشپزخونه رفتم. امروز آخر هفته بود پس تصمیم گرفتم روز رو با صبحونه ی موردعلاقمون آغاز کنم. پنکیک هایی با طعم و رنگ و شکل متفاوت رو درست کردم و با میوه های تازه تزئینشون کردم. هات چاکلت و قهوه رو حاضر کردم و سریع به سمت اتاق های پسرا رفتم. از پله ها بالا رفتم و اولین اتاق، اتاق نامجون بود.
در رو اروم باز کردم و روی لبه ی تخت نشستم. شروع کردم به نوازش کردن موهاش چون میدونستم با اینکار بیدار میشه.

(علامت ا/ت : +)

+عشقم.. بیدارشو.. نامی... صبحونه ی موردعلاقمون درست کردماااا..

نامجون چشماش رو اروم اروم باز کرد و با یه خمیازه همراه با مالوندن چشمش بلند شد و نشست. خودش رو یکم کش داد و با اون صدای بمش که باعث میشد 100 برابر عاشقش بشم جوابم رو داد.

نامجون: الان میام عروسک کوچولوممم.. (روی سرم بوسه ای گذاشت و به سمت WC رفت.)

به سمت اتاق بقیه رفتم تا اون ها رو هم بیدار کنم. به ترتیب جونگکوک، هوسوک، یونگی، جین، تهیونگ و در آخر جیمین.
همشون به راحتی بلند شدن ولی امان از روزی که جیمین قهر کنه و با هیچ کس حرف نزنه.

+جیمینی... نفسم.. هنوز قهری؟؟؟
میدونم بیداری.. الکی خودتو به خواب نزن.
عشقم؟؟ موچیی؟؟؟ *بوsه ای روی لبش گذاشتم که چشماش رو اروم باز کرد و منو کشید سمت خودش*

جیمین: برای الان اشتیم.. چون الان یه جیز کوچولو میخوام.. *بلندم کرد و روی تخت انداختم. شروع کرد به بوsیدنم تا موقعی که هردوتامون نفس کم اثردیم و جدا شدیم.*

+بدو حاضر شو باید بری شرکت تازه صبحونه ی موردعلاقمون رو درست کردم.

بعد اینکه دوباره مطمئن شدم همه بیدارن به سمت اشپزخونه رفتم و پنکیک ها رو روی میز چیدم.
دیدگاه ها (۰)

پارت 2کم کم پسرا با تیپ رسمی برای شرکتشون اومدن پایین. هر کد...

پارت 3کلاس تموم شده بود. داشتم کتاب هام، آیپدم و وسایل دیگم ...

چند‌پارتی از BTSوقتی مدرسه میری و شوهرات بودن و دلشون برات ت...

سلامممم به همگییی...از اون جایی که هیچی ندارم‌بگم..فقط بگم ک...

Porsche

[☆part²²☆]صبح با صدای پرنده ها از خواب بیدار شدم،بلا هنوز تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط