....کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تاهر وقت از سردلتنگی ب

....کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تاهر وقت از سردلتنگی به رویش دست میکشیدم تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی!!!
دیدگاه ها (۱)

My best friend

🎂💜 تولدت مبارک جیمینِ عزیزم 🥹✨امروز روزیه که یکی از قشنگ‌تری...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

مانگا / انیمه | atelier of witch hat

.#حکایت_آموزنده روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگو...

سلام حضرت نجات ، مهدی جانصبحت بخیر امید ما ، آرزوی ما ...صبح...

آن پیچکهای یاغی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط