دوپارتی دراکو
دوپارتی دراکو
پارت²
ساعت ۱۰:۵۰ از خوابگاهت خارج میشی و به سمت برج نجوم میری ،از پله ها بالا میری و دراکو رو میبینی که منتظرت وایساده .
با لحن خشک و جدی در حالی که دو تا پله ی آخرو بالا میری میگی: من اومدم .
با چهره ای متفاوت تر از سری های پیش نگاهت میکنه ، این سری واقعا متفاوت بود ،تا حالا اینجوری ندیده بودیش .
دراکو با همون قیافه میگه : پس بالاخره زیر لفظی رو گرفتی تا بیای عروس خانم...
با تجعب تند تند پلک میزنی که میگه : اوی خدا ...اینکارو نکن ،تا دلم نخواد بیشتر مال خودم بکنمت .
با تعجب میگی: دراکو ؟حالت خوبه؟ مواد مخدر مصرف میکنی ؟
نفس عمیقی میکشه و میگه : آره ...عطر تو از صد تا مواد مخدر تاثیر گذار تره...
یهو سمتت حمله ور میشه و با یه حرکت تورو میکشه تو بغل خودش و تو تقلا میکنی ازش دور بشی که دم گوشت زمزمه میکنه و نفس هاش باعث میشه قلقلکت بیاد که میگه : از من فرار نکن دارلینگ ،من عاشقتم ،حتی اگه خانواده هامون نذارن ، من به تو میرسم ،شک نکن .
سرتو برمیگردونی تا ببینیش که محکم لبشو رو لبت میکوبونه و میبوستت طوری که به دیوار برخورد میکنی .
صبح روز بعد نگاه های دراکو رو روی خودت حس میکنی تا اینکه در کلاس معجون سازی با هم ، همگروهی میشین و اون همش از زیر میز رون پاتو لمس میکنه و این باعث میشه تو کلافه شی .
بعد از کلاس قبل از اینکه به سرسرا برین کتشو محکم میکشی و میبریش یه گوشه و میگی: چرا اینجوری میکنی ؟چه مرگت شده مالفوی ؟
دستتو از رو کتش برمیداره و محکم دستشو داخلش حلقه میکنه ک تورو به سمت خودش میکشه و میگه : من ... من دوست دارم .لطفا اینو بفهم ا/ت.
با اخم نگاهش میکنی و میگی : میفهمم ،چون از دیشب که اونجوری رفتار کردی مهرت تو دل من شکفت ،ولی ... مشکل خانواده هامون هستن . اون یکی دستت رو میگیره و میذاره رو سینه اش و میگه : تا ما بخوایم اونا نمیتونن کاری کنن.
و اینجور شد که ات و دراکو تا اخرین روزی که تو هاگوارتز بودن ، در کنار هم بودن و هیچ چیز مانعشون نشد تا بهم عشق بورزن .
و تقریبا یک سال بعد از فارغ التحصیلی خانواده هاشون با هم کنار اومدن و ازدواج کردن و صاحب یه دوقلو خوشگل و ناز شدن...
خب... این هم از پایان این سناریو ،درخواسنی هاتونو حتما میذارم .
حتی شده دیر ولی باز میذارم رو قولم هستم و امروز یه پست دیگه هم خواهیم داشت درباره مدرسه و نوع فعالیت ام .💚
امیدوارم خوشتون اومده باشه ،لایک و کامنت یادتون نره.
دوستون دارم عشقای من بایییی🎀💋
پارت²
ساعت ۱۰:۵۰ از خوابگاهت خارج میشی و به سمت برج نجوم میری ،از پله ها بالا میری و دراکو رو میبینی که منتظرت وایساده .
با لحن خشک و جدی در حالی که دو تا پله ی آخرو بالا میری میگی: من اومدم .
با چهره ای متفاوت تر از سری های پیش نگاهت میکنه ، این سری واقعا متفاوت بود ،تا حالا اینجوری ندیده بودیش .
دراکو با همون قیافه میگه : پس بالاخره زیر لفظی رو گرفتی تا بیای عروس خانم...
با تجعب تند تند پلک میزنی که میگه : اوی خدا ...اینکارو نکن ،تا دلم نخواد بیشتر مال خودم بکنمت .
با تعجب میگی: دراکو ؟حالت خوبه؟ مواد مخدر مصرف میکنی ؟
نفس عمیقی میکشه و میگه : آره ...عطر تو از صد تا مواد مخدر تاثیر گذار تره...
یهو سمتت حمله ور میشه و با یه حرکت تورو میکشه تو بغل خودش و تو تقلا میکنی ازش دور بشی که دم گوشت زمزمه میکنه و نفس هاش باعث میشه قلقلکت بیاد که میگه : از من فرار نکن دارلینگ ،من عاشقتم ،حتی اگه خانواده هامون نذارن ، من به تو میرسم ،شک نکن .
سرتو برمیگردونی تا ببینیش که محکم لبشو رو لبت میکوبونه و میبوستت طوری که به دیوار برخورد میکنی .
صبح روز بعد نگاه های دراکو رو روی خودت حس میکنی تا اینکه در کلاس معجون سازی با هم ، همگروهی میشین و اون همش از زیر میز رون پاتو لمس میکنه و این باعث میشه تو کلافه شی .
بعد از کلاس قبل از اینکه به سرسرا برین کتشو محکم میکشی و میبریش یه گوشه و میگی: چرا اینجوری میکنی ؟چه مرگت شده مالفوی ؟
دستتو از رو کتش برمیداره و محکم دستشو داخلش حلقه میکنه ک تورو به سمت خودش میکشه و میگه : من ... من دوست دارم .لطفا اینو بفهم ا/ت.
با اخم نگاهش میکنی و میگی : میفهمم ،چون از دیشب که اونجوری رفتار کردی مهرت تو دل من شکفت ،ولی ... مشکل خانواده هامون هستن . اون یکی دستت رو میگیره و میذاره رو سینه اش و میگه : تا ما بخوایم اونا نمیتونن کاری کنن.
و اینجور شد که ات و دراکو تا اخرین روزی که تو هاگوارتز بودن ، در کنار هم بودن و هیچ چیز مانعشون نشد تا بهم عشق بورزن .
و تقریبا یک سال بعد از فارغ التحصیلی خانواده هاشون با هم کنار اومدن و ازدواج کردن و صاحب یه دوقلو خوشگل و ناز شدن...
خب... این هم از پایان این سناریو ،درخواسنی هاتونو حتما میذارم .
حتی شده دیر ولی باز میذارم رو قولم هستم و امروز یه پست دیگه هم خواهیم داشت درباره مدرسه و نوع فعالیت ام .💚
امیدوارم خوشتون اومده باشه ،لایک و کامنت یادتون نره.
دوستون دارم عشقای من بایییی🎀💋
- ۳.۹k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط