شب لب گشودو پنجره ها بسته تر شدند

شب لب گشودو پنجره ها بسته تر شدند
بین من و تو فاصله ها مستقر شدند

شیطان بهانه ای شدو ظلمت دهان گشود
اجداد ما به روی زمین دربه در شدند

آخرچه حکمتی ست که درچهار راه عقل
دیوانگان بی سرو پا معتبر شدند

وقتی زمین ضمانت ما را نمی کند
حیرت مکن از اینکه درختان تبر شدند

تاچند چوب طفره زنی پشت دست خویش
باور بکن قبیله ی ما حیله گر شدند .
دیدگاه ها (۱)

بیچاره پاییز …دستش نمک ندارد!این همه باران به آدم ها می بخشد...

حالِ خُوبِتو عُونایی بَد میکُنَن کِ با تَمُومِ وُجود حالِ بَ...

بہ ؁ـلامتــے #عقـــرب کـہبہ #خــواری تــن نمــیـده🦂 وقتـی تـ...

لالا لالا بــــــــــــــد آوردیـــــــــــــــــــــمبـــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط