آنقدر از مقابل چشم تو رد شدم

آنقدر از مقابل چشم تو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آن شب که از کنار تو آرام رد شدم
گم بودم از نگاه تمام ستارگان
تا اینکه با دو چشم سیاهت رصد شدم
دیدم تو را در آینه و مثل آینه
من هم دچار از تو چه پنهان حسد شدم
شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشم های تو حبس ابد شدم
شاعر شدم همان که تو را خوب می سرود
مثل کسی که مثل خودش می شود شدم
دیدگاه ها (۱)

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشی...

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش ا...

ببین در سطر سطر صفحۀ فالی که می بینم تو هم پایان تلخی داری ا...

چرا زهم بگریزیم،راهمان که یکی است سکوتمان،غممان،اشک وآهمان ک...

همخونه اجباری.. پارت 91."ویو پارک دوین"به محض اینکه در اتاقم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط