امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌

امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌
دیگر امید نیست‌ که‌ فردا ببینی‌ام‌

فردا، مرا ـ تمام‌ مرا ـ باد می‌برد
ای‌ کاش‌، جای‌ باد، تو امشب‌ بچینی‌ام‌

خورشید، فرصتی‌ ست‌ که‌ از من‌ گذشته‌ است‌
تاریک‌، مثل‌ سایه ی تنگ‌ پسینی‌ام‌

لحظه‌ به‌ لحظه‌ از دلِ هم‌ دورتر شدیم‌
از بس‌ تو آن‌ همانی‌ و من‌ این‌ همینی‌ام‌

دیگر، من‌ آن‌ چنان‌ که‌ تو هستی‌، نمی‌شوم‌
آخر تو جای‌ من‌، چه‌ کنم‌؟ این‌ چنینی‌ام‌ !

با این‌ همه‌، هنوز دلی‌ مانده‌، دیر نیست‌
من‌ که‌ هنوز عاشق‌ عشق‌ آفرینی‌ام‌

پیش‌ از تو، این‌ همه‌، شبِ من‌ آسمان‌ نداشت‌
بر من‌ بتاب‌، عشقِ قشنگِ زمینی‌ام
دیدگاه ها (۳)

o ostorhe:‏‎♻ ️مهمترین چکاپ ها برای افراد مختلف‏Ⓜ ️آقایان : ...

یک دقیقه سکوت: به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه...

ماه آبان پایان یافتماه باران وفاچون بهاران گذشتآنچه زیبا آمد...

دختر چشم فیروزه ای افغان، معروف به زیباترین دختر جهان

🌱🍒سکوت می‌کنم امشب به جای گفت‌وشنود مرا ببخش که دل، گرم صحبت...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط