من...

من...
دست از سرت برنمی‌دارم
تا وقتی که آرام...
بزاریش
روی شانه ام.
دیدگاه ها (۶)

#محمدجان‌دوستت‌دارم

#محمدم‌دوستت‌دارم

خیلی خیلی خیلی دوست دارم خانومی

آنقدربوسیدمش تاخسته شد غرق دربوسه ی پیوسته شدتا خواست لب برش...

کاش تکه ابری بودم می باریدم روی سرت می باریدم روی شانه هایت ...

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

عاشقانه های شبنم

این پیاده‌روی، صرفاً یک مسافت نیست؛ یک بیعتِ دوباره است. وقت...

✲ وقتی مغزت دست از سرت برنمی‌داره...تپش قلب ، دست‌های یخ‌زده...

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

کودکی شیرین بودچون تقویم زندگی‌مانپر از فردا بود، نه دیروز…ن...

شبی بی‌یادِ زلفت صبح کردن قسمت ما نیستپریشانی چرا دست از سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط